http://www.hort.purdue.edu/mg/pubs/2007referencesallGail.pdf
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 29 Jul 2012 و ساعت 12 PM |

Eucalypt leafspots Species:

Aulographina eucalypti (Ascomycete) (anamorph Thyrinula eucalypti)

Mycosphaerella cryptica (Ascomycete) (anamorph Colletogloeum nubilosum)

Mycosphaerella nubilosa (Ascomycete)

Mycosphaerella swartii (Ascomycete) (anamorph Sonderhenia eucalyptorum, syn. Hendersonia eucalyptorum)

Phaeophleospora eucalypti (Ascomycete) (syn. Kirramyces eucalypti, Septoria pulcherrima)

Phaeothyriolum microthyrioides (Ascomycete) (syn. Microthyrium eucalypti)

Pseudocercospora eucalyptorum (Ascomycete anamorph) (syn. Cercospora eucalypti)

Trimmatostroma bifarium (Ascomycete anamorph)

Trimmatostroma excentricum (Ascomycete anamorph



Fig, 13: Leafspots caused by Aulographina eucalypti on Eucalyptus regnans



Fig. 16: Cankers on twigs of Eucalyptus delegatensis caused by Mycosphaerella cryptica)


+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 25 Apr 2009 و ساعت 11 AM |

 نیکو پزشکی             دانشجو گیاهپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی

 Rhizoctonia solaniاغلب در كوه هاي آلپ ايتاليا از شاخه هاي راش اروپايي كه در محل پرورش گل و گياه رشد كرده بودند تفكيك و جداسازي مي شد و نشانه هايي از پوسيدگي و خراب شدن کوتیلدونی را نشان مي داد اصول كوچ مورد تائيد واقع شدند و شرايط عفونت و خرابي تك افتاده هاي مربوط با نور و اسكن ميكروسكوپي نوع واكنش آناستوموسيس در جفت هاي بين تك افتاده هاي مختلف از همان بستر بذر نشان داد اين به اينمعني است كه تلقيح در بستر بذر در دوره يطولاني تر ايجاد شده است آزمايش هاي آناستوموسيس هيفال و تحليل توالي منطقه ي فضا بندي شده ي (IIS ) كپي شده ي داخلي از DNA ريبوزومي نشان داده است كه اين پاتوژن متعلق به AG2-1  آربيزوكتونيا سولان يمي باشد تحليل توالي ITS نشان مي دهد كه تك افتاده هاي چوب راش دقيقا با تك افتاده هاي آربيزوكتونيا سولاني مربوط مي باشند كه باعث بيماري روي گل لاله مي شوند شباهت هاي چشمگيري بين اين دو بيماري مورد بحث قرار مي گيرند

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 8 Jul 2008 و ساعت 4 PM |

الهام غفاري و ندا پاك دلان      دانشجو گیاهپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی

خلاصه :

آثار و علائمي كه مربوط به ريشه خراب درخت كاج كوهستاني بوده و علتش Heterobasidium annosus و Armillaria  است كه در تحقيقات و بررسيهاي كوههاي آلپ در سوئيس نشان داده شده است نمونه هايي كه اخيرا در حال نابودي و خشكي در درختان كاج كوهستاني 12cm و نهالهاي 1/3cm بر‌آورده شده و هر كدامشان را براي ريشه يابي و آلودگي در آزمايشگاه جداگانه مورد بررسي قرار دارند در زير نمونه اي از يك تخمدان اضافي را كه در ته زيرين هر درخت پيدا  كرده بودند و يان روش نيز قبل از نمونه برداري ارزيابي شده بود و از كل 157 نمونه اي كه در حال نابودي بوده و درخت كاج كوهستاني خشك شده و 1484 نهال كه ريشه هايش آلوده بود و اينها از طريق دو يا چند باكتري مورد بررسي قرار گرفته است و بيشترين عوامل  و آثار قابل مشاهده قارچها بوده است نمونه هايي از قارچ را در درختان يافته اند به نامهايي كه مضر براي درختان است (مايلكيا ،در تنه هاي ميوه اي ،ريزومورفها (ساقه زير زميني ) و در درختاني كه ويژگيشان  بلندي و اثرات خراشيدگي به ما اجازه داده كه به آساني اثرات Heterobasidium annosus و Armillaria  را در نابودي و خشكي كاجهاي كوهستاني تشخيص مي دهيم باكتري اوستويا در سازمان ريشه يابي از نمونه درختان تحت نظارات و كنترل بوده و اغلب نمونه هاي باز شناسي شده به علت وجود آودگي استويا و مايكليهاي چهار گانه همراه بوده است همچنين لايه نازكي از قارچهاي چركي و پيدايش ريشه خراب درختان به علت عفونت انوسام پديد آمد علاوه بر اين صمغ كاجها نيز براي شناسايي وجود عفونت استويا پيش بيني شده بود آثار و علائم عفونت و آلودگي استويا و انوسام بر روي نهالهاي جوان بيشتر از درختان كاج قديمي بوده است وجود ارميلاريا در ساقه هاي زيرين براي تشخيص تاثير استويا مفيد نبوده و اگر هم از طريق قارچ شناسي مي توان شكل مخصوص اميلاريا را كشف كرد عفونت انوسام در تنه هاي ميوه اي مشاهده شده ولي بسيار ضعيف تحت تاثير قرار گرفته بود و اغلب در كاجهاي كوهستاني جنگلهاي وسيع صورت گرفته بود .

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 30 Jun 2008 و ساعت 11 PM |

                                        مهندس مرتضی ابراهیمی رستاقی

                                       عضوشورای عالی جنگل ،مرتع و آبخیزداری

شایان ذکر است که از جنس اوكاليپتوس ، گونه Eucalyptus camaldulensis از سابقه كاشت نسبتاً طولاني در استان گلستان (گنبد کاوس ، آق قلا ، بندر ترکمن و... ) برخوردار است و حتی در تركيب فضاي سبز شهر گرگان مرکز استان گلستان نیز سهم بالایی دارد که متأسفانه در سرمای زمستان سال 1386 قريب به اتفاق پایه های آن با وجود بالاتر بودن ميانگين حرارتي نسبت به محدوده خارج از شهر - در طبقات قطري و سني مختلف آسيب ديد .

20/12/86، مسير گرگان- آق قلا

در محور گرگان- آق قلا نیز هم در حاشيه جاده و هم  زمین های اطراف آن كليه پايه های  این گونه دچار سرمازدگي شدند. نخستين توده مورد بازديد در اين مسير حدود 5 هكتار وسعت داشت ، قطر برابر سينه پایه های اکالیپتوس این عرصه 5 تا 10 سانتيمتر و ارتفاع متوسط آن حدود 7 متر بود كه صددرصد پايه هاي آن در اثر سرمازدگي تغيير رنگ داده و برگ هاي آن خشكيده و به رنگ قهوه اي درآمده بودند. با بررسي تعدادي از پايه ها و برداشت موضعي پوست تنه مشاهده شد كه تنه درختان نيز آسيب ديده و چوب كاملاً به رنگ قهوه اي درآمده و آثار زنده مانی مشاهده نمي گردد. اما از ارتفاع حدود 10 تا 20 سانتيمتري يقه رنگ قسمت زيرين پوست متمايل به سبز بوده و آثار حيات مشاهده گرديد و در برخي از پايه ها در ارتفاع ياد شده رويش جوانه نيز مشاهده شد . (عكس پيوست)

در همين مسير از مزرعه نمونه يكصد هكتاري در پایین دست سدوشمگير نیز بازديد به عمل آمد. در اين مزرعه نمونه آقاي شفيع زاده با مساعي و هدايت فني اداره كل منابع طبيعي استان گلستان درچارچوب زراعت چوب مبادرت به كاشت گونه E.camaldulensis نموده و شامل قطعات كاشت يكساله، دو ساله و سه ساله مي باشد. فاصله كاشت 5*2 و نوع كاشت تلفيقي بوده و در فاصله رديف ها كه به فاصله 5 متر مي باشد زراعت در سال هاي نخست پيش بيني گرديده است. قطعات كاشت يكساله صددرصد سرمازده و آسيب ديده اند، از فاصله حدود 10 سانتيمتري يقه آثار حيات مشهود بوده و در برخي از پايه هاي سرمازده رويش جوانه ها از سطح زمين تا حدود 10 سانتيمتري مشاهده گرديد. در قطعات دوساله كه از نظر ظاهري كاملاً مشابه قطعات يك ساله است صددرصد پايه ها در قسمت تاجي تا ارتفاع معینی از ناحیه تنه دچار سرمازدگي شده و تغيير رنگ داده اند. در قطعات سه ساله (در واقع با منظور نمودن سن نهال كه كاشت در يكسالگي انجام گرفت سن واقعي اين قطعات چهارساله است) نيز در قريب به اتفاق پايه ها آثار سرمازدگي در قسمت تاجي مشابه قطعات يك و دو ساله مشهود است. اما برخي از پايه ها اگر چه از سرما آسيب ديده اند معهذا شدت آسيب كمتر است به طوري كه در تعدادي از پايه ها رنگ سبز برگ ها تا حدودي حفظ گرديده است. در بررسي روي تنه آثار آسيب به ويژه در ارتفاعات بالاي تنه كماكان مشاهده شد. نكته حائز اهميت در قطعات سه ساله رشد قابل ملاحظه قطري و ارتفاعي پايه هاست (كليه قطعات ياده شده مورد آبياري قرار مي گيرند.) به طوري كه در توده با سابقه كاشت سه ساله قطر برابر سينه 8/16 سانتيمتري نيز اندازه گيري شده است.

قطر متوسط اين توده حدود 15-12 سانتيمتر و ارتفاع متوسط آن حدود 7 متر مي باشد.

در حين بازديد مشاهده گرديد كه مجري طرح مبادرت به قطع و بهره برداري توده با سابقه كاشت سه ساله مي نمايد كه بنابه توصيه اكيپ اعزامي مقرر شد تا از قطع تعدادي از پايه هاي انتخاب شده توسط اكيپ خودداري به عمل آيد.

در همين محدوده يعني مزرعه نمونه ياد شده مبادرت به كاشت تعدادي پايه زيتون olea europae در مجاورت توده اوكاليپتوس گرديده كه از ظاهري شاداب برخوردار بوده و از سرماي حادث شده حداقل در بخش رشد رويشي آسيب نديده اند. ضمن اينكه در مسير طي شده نيز آثار سرمازدگي بر روي پايه هاي زيتون مورد كاشت مشاهده نگرديد. قابل ذكر است كه در همين محدوده مزرعه نمونه تعدادي پايه هاي زيتون كاشت شده در مجاورت كانال زهكشي مشاهده شده كه آثار خزان بر روي اين پايه ها مشاهده شد با توجه به اينكه اين تعداد پايه هاي زيتون آسيب ديده تنها مورد مشاهده شده درخصوص گونه زيتون بوده لذا علت ضعف فيزيولوژيك مشاهده شده را نمي توان صرفاً به آثار سرما نسبت داد و پيگيري علت ضعف ياد شده نيازمند بررسي دقيق تري است كه در ادامه مي توان نسبت به انجام آن اقدام نمود.

علاوه بر گونه E.camaldulensis در تركيب فضاي سبز شهر آق قلا و مسير ياده شده گونه هاي ذيل نيز كه از سرماي جاري آسيب ديده و خشك شده به شرح زیر مشاهده گرديد.

-1 callistemon sp نوعي شيشه شور

2- Nerium spp خزرهره

3- Chomaerops sp نخل زينتي

4- Ligustrum vulgare برگ نو

5- Bougarnvillea sp گل كاغذي

6- Citrus spp انواع مركبات

قابل ذكر است كه آثار سرما بر روي گونه هاي مركبات نيز همانند اوكاليپتوس E.camaldulensis بسيار شديد بوده و توده هاي متعدد با سنيني مختلف در مسير ياد شده مشاهده كه صد درصد پايه ها دچار سرمازدگي گرديده اند.

21/12/86 مسير آق قلا- گنبد- چپرقويمه

در مسير آق قلا به گنبد در دو طرف جاده ارتباطي به طول 90 كيلومتر مبادرت به كاشت گونه E.camaldulensis گرديده كه صددرصد پايه هاي كاشت شده (كه طي سه سال صورت گرفت) مشابه قطعات پيش گفته دچار سرمازدگي شد . در مسير ياد شده نيز قطعات درختكاري شده با گونه E.camaldulensis در چارچوب زراعت چوب مشابه قطعات ذكر شده در مسير قبلي دچار سرمازدگي گرديدند.

توسعه كاشت اوكاليپتوس در استان گلستان چه به صورت زراعت چوب و چه در تركيب فضاي سبز شهري و درختكاري حاشيه جاده ها در قريب به اتفاق موارد با گونه E.camaldulensis صورت پذيرفته است. اما در چارچوب طرح تحقيقاتي سازگاري گونه ها از انواع اوكاليپتوس استفاه گرديده كه نمونه اي از آن در منطقه چپرقويمه در سنوات گذشته به همت آقاي دكتر محمدحسين جزيره اي اجرا گرديده است. از شرح تاريخچه اجراي اين طرح كه سوابق آن در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري و نيز موسسه تحقيقات جنگلها، مراتع موجود است خودداري گرديده و صرفاً به مشاهدات اثرات سرماي جاري بر روي گونه هاي كاشته شده بسنده مي گردد. قابل ذكر است كه اين منطقه ضمن اينكه از قبل مورد توجه اداره كل و مركز تحقيقات منابع طبيعي استان بوده در طي مدت حدوث سرماي جاري مورد بازديد و بررسي آقاي مهندس كريمي دوست محقق محترم مركز ياد شده قرار داشته است كه اطلاعات جمع آوري شده توسط مشاراليه در اختيار اكيپ اعزامي قرار گرفته است.

در اين منطقه تعدادي گونه اوكاليپتوس و آكاسيا در 18 كرت و 30 تكرار در چارچوب طرح تحقيقاتي سازگاري گونه ها کاشته شده كه تا هنگام بازدید تعدادي ازپايه ها باقي مانده بود.

قابل ذكر است كه سرماي شديد در دو بازه زماني دي ماه و بهمن ماه حادث گرديده كه سرماي نخست شديدتر و طولاني تر بوده ولی در موج سرماي دوم كه همراه با برف سنگين بوده شدت سرما كمتر و دوره آن نيز كوتاه تر بوده است اما نوسان درجه حرارت در سرماي دوم شديدتر بوده است كه بنابه اظهار آقاي مهندس كريمي دوست آسيب مشاهده شده پس از سرماي دوم شديدتر بوده است. بر پايه همين اظهار در بررسي انجام شده توسط ایشان در حين سرماي نخست، آثار سرمازدگي بر روي سه گونه زير بيش از ساير گونه ها مشاهده گرديد.

1-       Eucalyptus camaldulensis

2-       Eucalyptus largiflorens

3-       Eucalyptus entertexta

در بازديد صورت گرفته آثار سرما بر روي گونه ها به ترتيب كاشت (براساس طرح كاشت موجود) به شرح زير مشاهده گرديد.

1-        Acacia sp  نوعي آكاسيا كه متأسفانه نام گونه آن نيز مشخص نگرديده از سرماي جاري به شدت آسيب ديده، پوست تنه كاملاً ترك خورده و به رنگ سياه درآمده است.

2-        Eucalyptus camaldulensis  اين گونه همانند ساير مناطق استان به شدت آسيب ديده و آثار سرمازدگي بر روي تاج و تنه كاملاً مشهود است.

3-        Eucalyptus kandinensis  اين گونه نيز از سرما آسيب ديده، منتهي شدت آسيب ديدگي كمتر از گونه  E.camaldulensis مي باشد.

4-        Eucalyptus sargenti  آثار سرما بر روي اين گونه نيز مشابه گونه قبلي است.

5-        Eucalyptus entertexta  آثار سرمازدگي بر روي اين گونه بسيار شديد بوده و كاملاً خشك شده است.

6-        Eucalyptus longifornis  اين گونه كه از پوست تنه نسبتاً ضخيمي برخوردار است اگر چه متأثر از سرماي حادث شده مي باشد اما به نسبت ساير گونه ها از وضعيت بهتري برخوردار است.

7-        Eucalyptus torquata  اين گونه نيز از پوست نسبتاً ضخيمي برخوردار و در فصل گلدهي داراي گلهاي زيبائي مي باشد، عليرغم پوست تنه نسبتاً ضخيم مشابه گونه E.camaldulensis از سرماي حادث شده آسيب ديده است.

8-                                      Eucalyptus canpaspe  اين گونه نيز شديداً آسيب ديده است.

9-        Eucalyptus salubris  اين گونه نيز به شدت آسيب ديده و به ويژه تغيير رنگ تنه درخت در اثر سرمازدگي كاملاً مشهود است.

10-       Eucalyptus microtheca  اين گونه نيز مشابه E.camaldulensis آسيب شديد ديده است.

11-       Eucalyptus occidentalis  اين گونه نيز آسيب ديده ولي شدت ‌آسيب ديدگي كمتر از گونه E.camaldulensis است در واقع نسبت به سرما از گونه E.camaldulensis ظاهراً مقاوم تر است.

12-       Eucalyptus gomphocephala  اين گونه كه نسبت به شوري بسيار مقاوم است در برابر سرماي حادث شده از جمله گونه هائي است كه آسيب شديد ديده است.

13-       Eucalyptus striklandii  اين گونه نيز اگر چه از سرماي ياد شده آسيب ديده اما در مقايسه با E.camaldulensis از وضعيت بهتري برخوردار مي باشد.

واكنش گونه هاي ياد شده در تكرارهاي بعدي نيز مشابه است به عنوان مثال گونه E.longifornis در تكرارهاي مشاهده شده نسبت به ساير گونه ها از وضعيت بهتري برخوردار بوده است.

چنانچه ذكر شد كليه گونه هاي كاشته شده متأثر از سرماي حادث شده بوده، در برخي گونه ها بسيار شديد و برخي ديگر نيز شديد و يا نسبتاً شديد بوده به طوري كه نمي توان گونه اي را كاملاً مقاوم نسبت به سرما تلقي نمود. اگرچه وضعيت ظاهري E.camaldulensis به گونه اي است كه اختلاف معني داري با ساير گونه را نشان مي دهد. معهذا در اين مقطع زماني نمي توان حكم قطعي به بازيابي حيات اين گونه داد.

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 10 May 2008 و ساعت 5 PM |
                                           بريماني، حسن

افرا يكي از درختان مهم صنعتي در جنگلهاي شمال كشور مي‌باشد كه سياه افرا يا لكه قيري افراد يكي از مهمترين بيماريهاي اين درخت مي‌باشد و با تخريب سبزينه و خزان زودرس از رشد مناسب درختان مي‌كاهد. اين توسط دو قارچ از رده و بنام و ايجاد مي‌شود. طرح فوق بمنظور بررسي اثر هر يك از دو قارچ مزبور بر روي افراهاي شمال كشور و عكس‌العملهاي ميزبان نسبت به آن در قالب آزمايش فاكتوريل با گونه‌هاي پلت و سفيدكركو، كرب ، كركف و شيردار، سياه‌كركو و شاهد و بعنوان فاكتور اول و قارچهاي فوق به عنوان فاكتور دوم در شش سطح و سه تكرار انجام خواهد شد.

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 28 Feb 2008 و ساعت 12 PM |
Image:Viscum minimum horrida tag30 ies.jpg
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 28 Feb 2008 و ساعت 12 PM |
Viscum album

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 28 Feb 2008 و ساعت 11 AM |
                                                                نيكبخت، منصور

يكي از عوامل مهم بيماري‌زا در جوامع جنگلي استان فارس گياه نيمه انگل موسوم به دارواش (mistletae) مي‌باشد .به منظور تشخيص نام علمي دارواش ، تعيين پراكندگي آن و شناسايي ميزبانها، قطعاتي از شاخه‌هاي ميزبانها و همچنين دارواشها بر روي ميزبانهاي مختلف ، در فصول مختلف جهت شناسايي جمع‌آوري گرديدند . نتايج حاصله از اين مطالعه نشان داد كه تعداد 9 گونه از درختان جنگلي فارس در ارتفاعات بالاتر از 1400 متراز سطح دريا، مورد حمله دارواش قرار ميگيرند . ميزبانها در شيب‌هاي جنوبي، جنوب‌شرقي و جنوب‌غربي، نسبت به، شيب‌هاي شمالي، شرقي و غربي آلودگي بيشتري دارند .اين موضوع را مي‌توان بدين‌گونه توجيه نمود كه پرندگان در شيب‌هاي جنوبي به دليل آفتاب‌گيري بيشتر آن در طول سال، بيشتر زندگي و پرواز مي‌كنند . ميزبانها شامل گلابي وحشي، ارژن، دوگونه زالزالك ، شيرخشت ، كيكم، بادام كوهي، تنگرس و آلبالو وحشي مي‌باشند .درصد و شدت آلودگي در اين ميزبانها متفاوت بوده گونه دارواش شناسايي شده در فارس Loranthus grewingkii (Loranthaceae) مي‌باشد . ميوه‌هاي اين انگل به رنگ قرمز يا شيري رنگ مي باشد .البته نوعي از اين انگل با ميوه‌هاي زرد رنگ نيز مشاهده شده كه كليه خصوصيات گونه فوق را دارا بوده و فقط از نظر رنگ ميوه با آن تفاوت دارد كه احتمالا واريته يا زير گونه‌اي از گونه فوق‌الذكر مي‌باشد .پراكنش ، تعداد ميزبان و شدت آلودگي ميزبانهاي دارواش با ميوه زرد رنگ كمتر از دارواش با ميوه قرمز رنگ مي‌باشد .

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 28 Feb 2008 و ساعت 11 AM |
                                                        محمدصادق قائدي

گياه نيمه انگل دارواش يكي از مهمترين عوامل بيماريزا بر روي تعدادي از گونه‌هاي جنگلي در ايران بخصوص در جوامع جنگلي استانهاي جنوبي از جمله فارس است . به منظور تعيين تراكم اين انگل در جوامع جنگلي استان فارس ، سه ايستگاه كه از نظر پوشش گياهي ، تيپ غالب ميزبانهاي انگل را تشكيل مي‌داد ، مشخص گرديد. اين مناطق شامل قسمتي از كوه فراشبند با مساحت 6246 هكتار با تيپ جنگلي غالب بادام و زالزالك ، قسمتي از كوه سپيدان با مساحت 4500 هكتار با تيپ جنگلي غالب گلابي وحشي و قسمتي از كوه ميمند با مساحت 4904 هكتار با تيپ ارژن و كيكم بودند. نمونه‌برداري در شبكه‌هاي 750×250 متري صورت گرفت . كليه اطلاعات و پارامترهاي لازم در هر شبكه در فرمهاي آماربرداري يادداشت گرديدند. مقايسه ميانگين وزن ميوه‌هاي درختان آلوده و سالم اختلاف معني‌داري را نشان داد كه به علت اثر سوء انگل بر روي ميزبانها بوده است . قسمتي از شاخه‌هاي ميزبان كه بالاي كانون آلودگي قرار داشت كاملا” خشك شده بود. در آن قسمت از جنگل كه آلودگي زياد بود ، درختان ناقص ، پژمرده و از بين رفته فراوان مشاهده شد.

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 28 Feb 2008 و ساعت 11 AM |
دارواش (نام علمی: Viscum album) يک گياه نيمه انگلی راسته سندل (Santalales) می‌باشد و برگ دارد و می‌تواند قسمتی از مواد غذايی خود را توليد کند. اين گياه انگل درختان می‌باشد ولی خسارت زيادی به آن‌ها نمی زند و گياه انگلی خيلی مهمی نيست. بذر آن توسط پرندگانی از قبيل دارکوب در تنه درختان قرار می‌گيرد و جوانه می‌زند و رشد می‌کند. اين گياه دارای گل‌های زيبايی می‌باشد که حتی بعضی مواقع بخاطر گل‌های زيبای آن، آنرا از بين نمی‌برند و اجازه رشد آن را روی درخت می‌دهند .این گیاه ریشه خود را درون شاخه‌ها سایر درختان فرو کرده و شیره خام گیاه را گرفته سپس شیره خام را به شیره پرورده تبدیل کرده و استفاده می‌کند.

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 28 Feb 2008 و ساعت 11 AM |
                                           سيد علي نجات سالاري

بيماري زوال و خشكيدگي سرشاخه، مهمترين بيماري درختان اكاليپتوس در استان خوزستان است. براي بررسي مقاومت گونه هاي مهم اكاليپتوس، از ميان گونه هاي موجود، چهارگونه و يك پروونانس شامل eucalyptus camaldulensis e.camaldulensis 9616، e.microtheca، e.gillii كه داراي صفات مطلوبتري بودند، به دو روش شاخه هاي بريده شده در آزمايشگاه و آلوده كردن نهالها در گلخانه مورد ارزيابي قرار گرفتند. در روش شاخه هاي بريده شده از هر گونه ،هشت سرشاخه تقريبا همسن به ...
کليدواژگان:مقاومت- بيماري قارچي- اكاليپتوس- خوزستان
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
                                       محمد حاجيان شهري

بيماري سفيدك سطحي تاغ ، Leveillula saxaouli (Sorokin) Golovin مهمترين بيماري گونه‌هاي درختچه تاغ (.Haloxylon spp ) در استان خراسان و ساير نقاط كشور شناخته شده است . نتايج بدست آمده نشان داد كه دربين جدايه‌هاي جمع‌آوري شده عامل بيماري از مناطق مختلف ، اختلاف مورفولوژيكي زيادي وجود ندارد . شدت آلودگي ميزبان در منطقه سبزوار 37/22 درصد و در منطقه گناباد 14 درصد بود . وجود عامل بيماري در دو منطقه تنها روي گونه‌هاي مختلف تاغ محرز گرديد و اولين علائم بيماري در نيمه اول ارديبهشت ماه مشاهده شد .

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
                                              سيدرضا رزاز هاشمي

يكي از مهمترين و خطرناكترين بيماريهاي گردو لكه سياه يا آنتراكنوز گردو Marssonia juglandis (Lib) Magn مي‌باشد كه در سطح استان قزوين شيوع پيدا نموده است . به منظور بررسي بيماري فوق در قالب اجراي طرح تحقيقاتي پس از بررسي و بازديد از مناطق گردوخيز استان ، دو محل آزمايشي يكي در منطقه كوهستاني (رودبار الموت) و ديگري در دشت (ضياء آباد تاكستان) انتخاب و در طول مدت سالهاي اجرا ضمن بازديد و نمونه‌برداري به بررسي چرخه بيماري مانند زمان تشكيل و رسيدن اندامهاي جنسي و غير جنسي ، فرم زمستانگذاراني عامل بيماري ، نحوه انتقال و انتشار آلودگيهاي اوليه در اول فصل در سطح باغ و ...
کليدواژگان:بيماري ، گردو ، لكه سياه ، Marssonina juglandis

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
                                                    احمد موسوي
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
                                           غلامحسن توانائي

سفيدك پودري ، جدي ترين بيماري اندام‌هاي سبز درختان بلوط در جهان مي باشد كه شدت آن با توجه به گونه قارچ عامل و گونه درخت ميزبان متفاوت است . اين بيماري در جنگلهاي ارسباران بسيار شايع بوده و درختان بلوط مستقر در اين جنگلها را تحت تاثير قرار مي‌دهد . براساس منابع موجود ، دست كم 15 گونه قارچ عامل بيماري سفيدك پودري از روي حدود 92 گونه از درختان جنس Quercus در سطح جهان گزارش گرديده است ...
کليدواژگان:بلوط ، جنگلهاي ارسباران ، سفيدك پودري ، Erysiphe alphitoides , Phyllactinia roboris , Phyllactinia guttata
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
                                                 غلامحسن توانائي  

طي بازديدي كه در مهر ماه 1384 از مناطق جنگلي استان هاي آذربايجان غربي و كردستان به عمل آمد، نمونه هايي از برگ هاي درختان بلوط موجود در اين جنگل ها كه به ظاهر علايم سفيدك پودري داشتند، جمع آوري گرديد. در ميان سه گونه بلوط موجود در اين جنگل ها بيماري سفيدك پودري تنها روي گونه q.infectoria مشاهده گرديد. نتيجه بررسي هاي ميكروسكوپي منجر به شناسايي دو گونه قارچ عامل بيماري سفيدك پودري گرديد كه مشخصات آنها به ...
کليدواژگان:سفيدك پودري- phyllactinia guttata, erysiphe alphitoides, q.infectoria

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
                                                 محمدرضا عارفي پور-

جنگلهاي شاه بلوط ايران تنها به مناطق خاصي از استان گيلان نظير مناطق كوهستاني شهرستان شفت، تالش و فومن محدود بوده و همين رويشگاه محدود نيز در معرض خطر نابودي قرار گرفته است. بنابراين صيانت از آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اين تحقيق، طي بازديدهايي كه از رويشگاه درختان آلوده و بيمار شاه بلوط در جنگلهاي ويس رود و شفارود انجام پذيرفت،

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Feb 2008 و ساعت 2 PM |
Figure 6 - Shoestringlike rhizomorphs between the bark and the wood of a grand fir.Shoestringlike rhizomorphs

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 26 Feb 2008 و ساعت 5 PM |

یكی از روش‌های حفظ گونه‌های مهم جنگلی، حفاظت آنها از آفات و بیماری‌های شایع است. گفتنی است كه تعدادی از گونه‌های مهم جنگلی كه از اهمیت زیادی برخوردارند، در جنگل‌های صنعتی شمال كشور، در اثر حملة برخی از بیماری‌هایی كه اپیدمی شده‌اند، رو به انقراض و نابودی هستند (از جمله بیماری مرگ درختان نارون). برای جلوگیری از زیان وارده و انقراض این گونه‌ها، اقدامات جدی باید به عمل آید. از طرفی، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زیست‌محیطی، صرف هزینه زیاد و مقاومت تدریجی آفات به سموم می‌شود و از نظر عملی نیز كاربرد سموم در چنین سطح گسترده‌ای امكان‌پذیر نیست. در این رابطه می‌توان از روش‌های مطمئن و بدون زیان‌های زیست‌محیطی مانند انتقال ژن‌های مقاوم به عوامل قارچی و باكتریایی بیماری‌زا، استفاده كرد. برای جلوگیری از زیان حشرات، می‌توان ژن‌هایی را كه كدكننده یكسری مواد كشنده حشرات هستند به گیاه منتقل كرد و گیاه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در این رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلی، معمول‌ترین شیوه‌ای است كه تاكنون استفاده شده است.‌ برای مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامه‌های كنترل آفات در آمریكای شمالی، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعی پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتری Bt انجام شده است.
البته محدودیتی كه در استفاده از Bt وجود دارد، این است كه طیف عمل باكتری Bt بسیار باریك است، یعنی تنها بر گروهی از آفات تأثیرگذار است. همچنین نور آفتاب می‌تواند اسپور و سم این باكتری را غیرفعال كند. البته بیوتكنولوژی توانسته است با شناسایی و انتخاب باكتری‌های اصلاح شدة مؤثرتر و همچنین تكنولوژی DNA نوتركیب، نقش مهمی را در ایجاد مقاومت درختان جنگلی به آفات بازی نماید. آمارهای مربوط به كشور آمریكا نشان می‌دهد، سالانه یك میلیارد دلار بر اثر حمله حشرات و بیماری‌ها به جنگل‌های این كشور خسارت وارد می‌آید. اگر مطالعه‌ای جامع در مورد خسارت ناشی از آفات و بیماری در كشور صورت گیرد، مشخص می‌شود كه رقم ضرر و زیان در كشور ما نیز بالا است. مثال‌های موفقی كه در زمینة تولید درختان مقاوم به حشره در سطح دنیا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكالیپتوس مقاوم به حشره.
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 25 Feb 2008 و ساعت 3 PM |
                                                      عباس كاويان‌پي؛

در اين پژوهش قارچهاي همراه با پوسيدگي ريشه و مرگ گياهچه در خزانه‌هاي درختان جنگلي استان خوزستان در طي سالهاي 1375 لغايت 1377 جدا و خالص‌سازي شده و ويژگيهاي شكل‌شناسي و بيماريزايي آنها مورد بررسي قرار گرفت . از مجموعه 52 جدائيه، 28 جدائيه از جنس فوزاريوم، 19 جدائيه از جنس ريزوكتونيا و 12 جدائيه از ساير قارچهاي مهم عامل مرگ گياهچه‌اي و پوسيدگي ريشه از خزانه‌هاي جنگل استان خوزستان جمع‌آوري گرديد. جدائيه‌هاي فوزاريوم شامل گونه‌هاي F.equiseti, F.oxysporum, F.solani بود F.solani متداولترين گونه با فراواني 89 درصد و با پراكنش زياد در سطح خزانه‌هاي استان بود. گونه F.oxysporum براي اولين بار از ايران روي كنار و كهور گزارش مي‌شود. جدائيه‌هاي F.solani بر روي ميزبانهاي كهور، ناترك ، كنار، زربين، كاج ايراني و سرو نقره‌اي و F.oxysporum بر روي كنار و كهور بيماريزا بودند. هيچكدام از جدايه‌هاي F.equiseti بيماريزا نبودند. ريزوكتونياهاي چند مسئله‌اي از ناترك ، كنار، سرو نقره‌اي، كاج ايراني و اكاليپتوس جداسازي شد كه براساس ويژگيهاي آناستوموزي آنها Rhizoctonina Solani تشخيص داده شدند. گروه آناستوموزي مربوط به ناترك و كنار AG-4 و A6-6 تعيين شدند. كه گروه آناستوموزي AG-4 سراسر مناطق نمونه‌برداري شده و گروه AG-6 از مناطق سوسنگرد و اهواز جمع‌آوري شدند. گروههاي آناستوموزي AG-6 و AG-4 بر روي ناترك و كنار براي اولين بار از اولين بار از ايران و همچنين گروه آناستوموزي AG-4 به عنوان عامل مرگ گياهچه و پوسيدگي ريشه بر روي سرو نقره‌اي در شهرستانهاي دزفول ايده گزارش گرديد. ساير عوامل قارچي همراه با پوسيدگي ريشه و مرگ گياهچه شامل گونه‌هاي: Macrophomina pheaseolina, phytophthora SP., P.ultimum pythium aphanidermatum بودند كه در اين ميان بيشترين پراكندگي و تهاجم در گونه‌هاي قارچي پيتيوم مشاهده گرديد. جداسازي و بيماريزاي phytophthora SP. از كنار براي اولين بار گزارش گرديده است .

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 23 Feb 2008 و ساعت 10 PM |
                                                             مهدي داوري؛

جنگل 200 هكتاري حاتم بيگ در 30 كيلومتري جنوب غربي مشكين شهر قرار گرفته است. درختان اوري اين جنگل از سال 1373 بر اثر پوسيدگي ريشه و خشكيدگي سرشاخه ها به سرعت مبتلا به زوال و مرگ و مير شده اند. در حال حاضر يك سوم درختان اوري از بين رفته و با پيشروي اين نشانگان خطر انهدام جنگل نيز وجود دارد. به منظور تشخيص علل زوال و ميرگ اين درختان در طي سال هاي8 7 تا 80 بازديدهاي مكرري از اين جنگل انجام گرفت و علايم مختلف يادداشت و عكس برداري گرديد. علائم پژمردگي ، ريزش برگ ها و خشك شدن شاخه ها به وفور مشاهده مي شد و بيماري اغلب خشكيدگي انتهايي ‏‎(dieback)‎‏ و مرگ ‏‎(decline)‎‏ درختان و توقف زادآوري جنگل منجر شده بود. مجموع مطالعات انجام گرفته نشان داد كه مهمترين عامل پوسيدگي ريشه و ايجاد زوال در اين جنگل بلوط قارچ آرميلاريا است. اين قارچ به دنبال تنش ناشي از پروانه برگخوار بلوط بر اثر ضعف فيزيولوژيك پايه هاي اوري خطر ساز شده است. ميسليوم هاي بادبزني و ريزومورفهاي اين قارچ بر روي طوقه و تنه درختان آلوده مشاهده مي شد. گونه بيولوژيك آرميلارياي دخيل در زوال پايه هاي اوري با استفاده از روش آزمون هاي تلاقي و بكارگيري جدايه هاي محك هاپلوئيد اروپا و ژاپن ‏‎A.mellea (Vahl:Fr.)Kumm‎‏ تشخيص داده شد.بامطالعه مقطع عرضي درختان آلوده پوسيدگي قهوه اي در زير پوشش هاي بادبزني ميسيلومي آرميلاريا مشاهده گرديد.ابتلاي گونه ‏‎Quercus macranthera ‎‏ به عارضه زوال برا ي اولين بار در دنيا گزارش مي شود و گزارش قارچ هاي ياد شده از اين گونه بلوط نيز در دنيا جديد است

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 23 Feb 2008 و ساعت 10 PM |
همراه با ظهور مرگ هلندي نارون (DED) در آغاز قرن بيستم ،نارون در اروپا ،شمال آمريكا و قسمتهايي از آسيا اثرات مخربي رابا بيماري پژمردگي آوندي ايجاد كرد كه آن با قارچ Ophiostoma از Ascomycota رابطه داشت.
اگر چه اولين موج از مرگ هلندي نارون به وسيله ي Ophiostoma ulmi بود اما هنوز از سال 1940 توسط دو گونه ي Ophiostoma novo-ulmi و Ophiostoma ulmiو هيبريد آنها O.novo-ulmi Brasierl در حال پيشرفت همه جا گير است كه
از جمله بهترين مثال ها از پاتوژن هاي درختان هستند كه با حشرات انتقال مي يابند ، در اين مورد خاص به وسيله ي سوسك هاي پوستخوار نارون از جنس Scolytus geoffroy و در شمال آمريكا اغلب با Hylurgopinus rufipes ، Scolytus multistriatus ، S. pygmaeus در ميان اجتماع 8 گونه ي scolytus در اروپا به درخت نارون مي آوردند . در قرن بيستم S.multistriatus معرفي شد و در شمال آمريكاو در استراليا و نيوزلند مستقر شد.
هر دو گونه ي scolytus وابسته هستند ،چو نسوسك پوستخوار زماني كه به دنيا مي آيد در كنده ها و شاخه هاي درخت ايجاد استرس مي كند.
مهمترين ضربه ي S.multistriatus و S.pygmaus به نقش ناقل بودن انها براي پاتوژن بيمار ي مرگ هلندي نارون مربوط مي شود كه در درختان سالم طي تغذيه ي مرحله ي بلوغ از پوست درخت ، شاخه هاي كوچك و محل انشعاب شاخه ها در طوقه از درختان نارون سالم پاتوژن را انتقال مي دهند .
گونه هاي scolytus داراي mycangium نيستند در عوض مي توانند اسكوسپوره او كنيدي هاي Ophiostoma novo-ulmi را انتقال دهند و روي سطح بدن خود حمل كنند.
با توجه به اينكه اهميت Scolytus spp. در قدرت انتقال پاتوژن هاي مرگ هلندي نارون است.كنترل اندازه ي آنها در برابر حشرات از بخش هاي ضروري استراتژي هاي مديريت يكپارچه در برابر مرگ هلندي نارون است.
هشت گونه از كنه هاي فورتيك شامل : Chelacheles michalskii Samsinak, Histiostoma ulmi, Pseudotarsonemoides eccoptogasteri, Proctolaelaps eccoptogasteris, Pr. Scolyti , Pyemotes scolyti, Tarsonema crassus, Trichouropoda bipilis به عنوان كنه هاي فورتيك در روي S.multistriatus و
S.pygmaeus يا از Scolytus galleries روي نارون در اروپا ثبت شده اند.
به خصوص براي Pr.scolyti و Py.scolyti تا حدي ممكن است اجتماع متفاوتي از گونه هاي كنه به S.multistriatus در شمال آمريكا بچسبد.
در سال 1974 Smiley& Moser يك taxa جديد را توصيف كردند:
Heterotarsonemus scolyti
Pseudotarsonemoides scolyti
Tasonemus kennedyi
Ununguitarsonemus peacocki
همه ي اينها حالت روي حشرات فورتيك دارند و در دالان هاي S.multistriatus روي نارون امريكايي پيدا شدند.
هيچكدام از اين چهار كنه در اروپا ،جايي كه بومي آنجا هستند ثبت نشده اند .
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 23 Feb 2008 و ساعت 9 PM |
http://i27.tinypic.com/2ikri9.jpg

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 23 Feb 2008 و ساعت 10 AM |
+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Dec 2007 و ساعت 2 AM |

                                                         زهرا احمدی   

   شانكر باكتريائي به واسطه xanthomonas populi كه يك باكتري گرم منفي است ايجاد شده و بيشترين خسارت را روي درخت تبريزي ايجاد مي كند .اين بيماري روي درخت تبريزي بسيار مضر است و در صنعت جنگل تا 60% ارزش تجاري چوب را پائين مي آورد . عامل بيماري در 1958 توسط Ride .Aplanobacteriumوسپس در سال 1963Ride عامل باكتري را Aplanobacter تشخيص داد اما اكنون بطور قطع به عنوان Xanthomonas  تقسيم بندي مي شود .شانكر باكتريائي درخت تبريزي از فرانسه ـ بلژيك ـ آلمان ـ هلند ـو... گزارش شده ولي در آسيا مشكوك است .

علائم بيماري : اولين علائم شانكر در بهار روي جوانه هاي سال قبل به صورت برجستگي اطراف بافتهاي جوانه ها ـ تراوش لجن باكتريائي نسبتا سفيد كه بعدا به قهوه اي تغيير رنگ مي دهد. در مواردي به صورت جاري شدن قطراتي از عدسكها ـ تركها ـ روي گره هاي سال قبل ظاهر مي شود در فصل هاي بعد روي كلوني هاي مستعد ـ جوانه هاي عفوني شده سال قبل معمولا از بين مي روند اما گاهي اوقات هم به صورت مناطق سياهرنگ يا بيرنگ باقي مي مانند .روي واريته هاي مستعد شاخه هاي جوان چوبي مي شوند و يا در پايان فصل تركهائي به صورت شانكرهاي بادوام توسعه پيدا مي كند ولي شكل نهائي شانكر بستگي به گونه درخت تبريزي دارد همچنبن شانكر هاي فعال باعث ايجاد يك حفره بزرگ در ساختار چوب مي شوند

منبع inoculum : منبع اصلي باكتري پاتوژني است لعابي كه در بهار از شانكر فعال و تركهاي روي شاخه هاي 1-2 ساله عفوني شده طي فصل قبل ايجاد شدداند است . تراوش باكتري بين درختان مجاور توسط باد و باران منتشر مي شود . همچنين نفوذ باكتري در شاخه هاي توسعه يافته در بين زخم هاي گوشوارك يا زخم پتيول كه در اثر خسارت طوفان يا بيماري و يا وارد آمدن زخم توسط تگرگ و حشرات صورت مي گيرد .

لارو ها نيز يكي ديگر از عوامل انتقال باكتري هستند بوسيله كانال ها يا تونلهائي كه در بهار ايجاد مي كنند .

مبارزه: در بعضي از واريته هاي اروپايي درخت تبريزي يك مكانيزم ايستادگي پلي ژنيك است . براي توليد مثل درون گياهي تبريزي با ايستادگي جديد هزينه و زمان زيادي مصرف مي شود .

+ نوشته شده توسط Meysam Taghinasab در 27 Dec 2007 و ساعت 2 AM |