تحقيقات در مورد نماتدهاي انگل گياهي، در ايران سابقه طولاني نداشته و بررسيهاي لازم و كافي روي آنها صورت نگرفته است و در مقايسه با شناخت و تكوين اين شاخه از علم، در كشورهاي ديگر ميتوان آن را علم جديدي براي ايران قلمداد كرد. مانند كشورهاي ديگر، زماني اين علم در ايران داراي اهميت گشت كه آثار خسارتهاي ناشي از گونههاي مختلف اين عوامل بيماريزا در عرصه كشت و زراعت مشاهده گرديد. از چند سال پيش بررسيهايي در زمينه شناسايي و گسترش و پراكندگي اين نماتدها در استانهاي مختلف كشور صورت گرفته و مشخص گرديده است كه بسياري از نماتدهاي انگل گياهي در اطراف يا داخل ريشه گياهان زراعي و غيرزراعي وجود دارند و تعدادي از آنها از مهمترين نماتدهاي انگل گياهي، به لحاظ ايجاد خسارت، ميباشند. به عنوان مثال ميتوان به وجود نماتدهاي مولد سيست روي ريشه (Heterodera sp.)، نماتد ساقه و پياز (D. dipsaci)، نماتد خنجري (Xiphinema index)، گونههاي مختلف نماتد مولد غده ريشه (Meloidogyne sp.) در اغلب نقاط كشور، و نيز به نماتدهاي Tylenchulus semipenetrans در نواحي مركبات خيز وHoplolaimus indicus در بيشتر نواحي جنوبي ايران اشاره كرد. در پارهاي از موارد، جمعيت و ميزان خسارت آنها نيز چشمگير ميباشد
(باروتي و علوي، 1374).
بيشترين و از نظر اقتصادي، مهمترين گونههاي نماتدهاي انگل گياهي در راسته Tylenchida قرار دارند. از اين رو بيشتر مطالعات و بررسيهاي انجام گرفته در ايران، در زمينه ردهبندي و بيولوژي اعضاي اين راسته صورت گرفته است.
نوسازی تغذیه و حفاظت از گیاهان زراعی با فناوری زیستی، ساری، ایران