اين بيماري اولين بار در ايران در سال 1355 توسط ارشاد گزارش گرديد و عامل
آن گونه P. ultimum trow teran (Ershad, 1977) معرفي شد. همچنين دو سال بعد گونه
P. aphanidermatum fitzp-maharlu (Rahimian & Banihashemi, 1979) به عنوان عامل اين بيماري در ايران معرفي شد (ارشاد، 1374).
اين بيماري در اغلب مناطق خياركاري كشور ديده ميشود (اعتباريان، 1376). علائم اين بيماري بسته به سن گياه فرق ميكند. آلودگي اوليه معمولاً در سطح يا كمي پايينتر از خاك رخ ميدهد. كه به عمق كاشت و ميزان رطوبت بستگي دارد. اگر بذر گياه حساس در زمين آلوده به پيتيوم كاشته شود، جوانه نزده ميپوسد. بنابراين سبز نشدن بذرهاي كاشته شده يكي از علائم آلودگي به بيماري ميباشد و به اين مرحله از بيماري Pre emergence damping-off ميگويند. مرگ گياهچه ممكن است پس از خروج از خاك صورت گيرد و در اين صورت محل يقه يا طوقه، پوسيده شده و بسيار نازك ميشود، بطوري كه قسمت نازك شده تحمل وزن اندام هوايي گياهچه را نخواهد داشت و در نتيجه گياهچه به زمين ميافتد و ميپوسد. به اين بيماري مرگ گياهچه پس از ظهور يا Post emergence damping-off ميگويند (الهينيا، 1377). بيماري پيتومي را در گلخانه با استفاده از خاك استريل شده به وسيله بخار آب، با حرارت خشك و يا به وسيله مواد شيميايي فرار از قبيل، متيل برومايد يا كلروپيكرين و يا با استفاده از بذري كه با مواد شيميايي ضدعفوني شده را ميتوان كنترل كرد. كمتر گياهاني شناخته شدهاند كه ارقام مقاومي در برابر پيتيوم باشند و تاكنون هيچ واريته تجاري كه در برابر اين بيمارگر مقاوم باشد، يافت نشده است. برخي از اقدامات زراعي مانند زهكشي مطلوب خاك بخصوص در بهبود خاكهاي سنگين مفيد ميباشد.